سيلووكيها و نوگرايي محافظهكارانه
دکتر حسین دهشیار
يكي از مهمترين ويژگيهايي كه روسيه را متمايز از ديگر كشورهاي بزرگ قاره اروپا ميكند همانا تداوم واستمرار فرهنگ سياسي حاكم بر كشور در طول سدههاي اخير بوده است. ولاديمير پوتين رهبر واقعي كشور همان ارزشهاي سياسي را به نمايش ميگذارد كه در دوران تزارها مشروعيت، در عصر كمونيستها راهگشا و در دوران پسا حاكميت تك حزبي اعتبار داشتند. روسيه به عنوان يك كشور اروپايي غوطهور و آكنده از ارزشهاي قاره ميباشد وليكن آنچه اين جغرافيا را ماهيتي متمايز در مقام مقايسه با ديگر بازيگران قاره اعطا ميكند همانا پيوستگي تاريخي در اين جامعه ميباشد. بعد هلنيك تمدن اروپايي در بخش غربي در طول سدهها به تدريج نهادينه گشته در حالي كه در روسيه جنبه عبراني فرهنگ اروپايي ريشه داونده است. ليبراليسم بازتاب و نماد جنبه هلنيستي است و اين به نيكي نشان ميدهد كه چرا ليبراليسم به چنين استواري و نهادينگي در غرب اروپا توفيق يافته است. اقتدارگرايي فرد محور كه نتيجه اجتنابناپذير فرهنگ عبراني است بخشي از هويت مردم روسيه و به تبع آن رهبران و نخبهگان اين كشور ميباشد محققاً تحولات فزاينده تكنولوژيك، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در كشور حادث شده است وليكن با وجود تمامي اين دگرگونيها، ماهيت نگرش كليت جامعه همانا احترام براي تمركز قدرت، يكپارچگي مشروعيت و تصميمگيري از بالا ميباشد. مردم روسيه هيچگاه علاقهاي به روابط افقي بين خود و در رابطه با رهبران جامعه نداشتهاند و هميشه روابط عمودي را طلبگر بودهاند كه با توجه به ارزشهاي مستقر در جامعه كاملاً منطقي به نظر ميرسد. در شرايطي كه موج دمكراسي غرب محور، رفاه توليد محور، روابط اجتماعي فرد محور وارزشهاي حاكميت ستيز و نقد محور در بخش وسيعي از قاره مشروعيت شهروندي يافته و نهادينه گشته است در روسيه عملاً شاهد مسيري به شدت متفاوت هستيم. اينكه برخلاف نظر پدركمونيسم، انقلاب ماركسيستي در يكي از فقيرترين، عقب افتادهترين وضعيفترين بورژوازي ملي بوقوع پيوست به نيكي ماهيت اقتدارگراي جامعه، مردم و نخبهگان را نشان ميدهد. در تاريخ مدون اين كشور تنها رهبري كه به ميل خود صحنه قدرت را ترك كرد يلتسين ميباشد كه اين خود شدت وحدت گرايشهاي اقتدارگرايانه را دراين جامعه به نمايش ميگذارد. انقلاب كمونيستي با وجود رشد سرمايهداري در انگلستان، فرانسه و آلمان در روسيهاي كه كمترين حضور سرمايهداري محسوس بود به وقوع پيوست. با در نظر گرفتن اينكه نظام كمونيستي مبتني بر مركزيت تصميمگيري، حاكميت يك حزب واحد و رهبري يكپارچه از بالا ميباشد به راحتي ميتوان درك كرد كه چرا يك چنين پديدهاي در كشورهاي غرب اروپا به وقوع نپيوست و روسيه خاستگاه كمونيسم و اولين انقلاب كارگري در قاره اروپا شد. آنچه امروزه در روسيه در حيطههاي مختلف حيات به چشم ميآيد به خوبي نشان دهنده حاكميت اقتدارگرايي، رهبري فردي و مناسبات وروابط اجتماعي از بالا به پايين ميباشد. حزب روسيه متحد كه بزرگترين و قدرتمندترين حزب كشور است خواهان دمكراسي اما نه از نوع ليبرال و غربي آن ميباشد. اين حزب مطلوبترين دمكراسي را «دمكراسي مديريت شده» و يا «دمكراسي حاكميت» ميداند كه اين عملاً همان «دمكراسي تودهاي» است كه در دوران كمونيستها در شوروي برقرار بود. حزب شكل ميگيرد كه منافع يك طبقه و يا گروه اجتماعي خاص را تأمين كند در حالي كه در روسيه حزب براي اين حيات مييابد كه منافع يك فرد خاص و يك يك تشكيلات مشخص را تأمين كند. حزب روسيه متحد برخلاف همتاهاي خود در ديگر كشورهاي اروپايي هدفش راضي كردن فرد حاكم و به عبارت صحيحتر شخص قدرتمند كشور است. اين حزب عملاً ابزار دست ولاديمير پوتين است و به همين دليل اين حزب موسوم به «حزب صاحبان قدرت» (Party of Power) ميباشد. در روسيه حتي نوگرايي هم ماهيتي اقتدارگرايانه وخود محور دارد. روسها ميگويند كه نوگرايي و توسعه برخلاف تجربه كشورهاي اروپايي در طي سه قرن گذشته بايدخصلتي محافظهكارانه داشته باشد. اين يعني اينكه صاحبان مكنت، سمبلهاي سنتي و صاحبان قدرت بايد هدايت نوگرايي را در اختيار داشته باشند. «نوگرايي محافظهكارانه» آن چيزي است كه روسها با تكيه بر ثروتهاي ناشي شده از استخراج منابع زيرزميني مخصوصاً نفت و گاز در پي پياده كردن آن هستند. ائتلافي كه توجيه ارزشي و استدلال ساختاري را براي ضرورت پيگيري مسير نوگرايي محافظهكارانه برقرار ساخته است متشكل از نهادهاي مذهبي ارتدوكس، طرفداران حزب كمونيست در دوماي روسيه، حزب روسيه متحد طرفدار ولاديمير پوتين و مليگراهاي غرب ستيز هستند. اينان نوگرايي ليبرال را كه حيات بخش تحولات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در قسمت غربي اروپا بوده را نامطلوب تلقي ميكند و خواهان هدايت از بالا هستند. با در نظر گرفتن خصلتهاي ارزشي در كشور است كه بايد به استدلال اين واقعيت پرداخت كه چرا «سيلوويكها» از چنين جايگاه و پايگاهي برخوردار هستند. سيلوويكها (افراد شاغل درتشكيلات امنيتي و يا افراد امنيتي سابق)امروزه درتمامي اركان جامعه روسيه قدرت را در دست دارند كه ولاديمير پوتين سمبل حاكميت آنها بايد در نظرگرفته شود. روسيه در مسيري متفاوت از ديگر كشورهاي بزرگ اروپايي گام برميدارد و رهبري به لحاظ ويژگيهاي ارزشي جامعه دراختيار اقتدارگرايان سيلوويك ميباشد كه مردم حضور آنان را در هرم و در جاي جاي ساختارهاي قدرت با طيب خاطر و آرامش مينگرند كه با توجه به ساختارارزشي جامعه منطقي جلوه ميكنند.