درترازوی تاریخ
دیپلماسی پدیدآمده از باستان است.حتی میتوان دوران جنینی آن را در جوامع قبیله ای آن دوره نیز مشاهده کرد. اما به معنای حقیقی، به دورانی برمیگردد که دولت گسترش می یابد. روند توسعه ی آن را باید با توجه به به جریان زندگی تولید اجتماعی مردم پیگیری کرد چراکه مجموع مناسبات تولیدی ، ساختار اقتصادی جامعه را تشکیل می دهد وروساخت حقوقی و سیاسی برآن پابرجا می شود. دیپلماسی جزئی از روساخت سیاسی است واز وسائل سیاست خارجی دولتهاست.
غالبا علائق جهانگشایانه ، عامل تحمیل سیاست خارجی بوده.همانگونه که دولتهای شرق باستان به توسعه ی فعالیتهای دیپلماتیک پر جنب وجوش دست یازدیدند و شخص شاه ، مناسبات دیپلماتیک را اداره می کرد. برطبق مقاصد اساسی استیلاگرایانه ی سیاست خارجی حکومتهای سلطنتی نظامی-روحانی شرق، دیپلماسی تمرکز یافته ی آنها مسائلی را که واجد قلمروی محدود بود، بالنسبه حل میکرد. اما با این حال، انواع گوناگون پیمانها به ظهور رسید. رسم اعزام سفیر برای حل مسائل مختلف روابط بین الملل ، شکل معین به خود گرفت و جاسوسی نظامی - سیاسی پا به عرصه ی ظهور نهاد.
گفت وگوهای پرهیجان، مبادله ی سفیر، تدارک مشاوره های بین الدولی وانعقاد پیمانهای اتحادتعرضی و تدافعی، نمایشگر فعالیت دیپلماتیک دولت-شهرهای یونان باستان است. بدین گونه، سازمان ، روشها ووسائل دیپلماسی متدرجا فراهم آمد.
در شرق دیپلماسی امپراطوری روم در دوران امپراطوری نخست، در مبارزه و و در مناسبات خویش با سلاطین پارت، به تدریج از مقاصد توسعه طلبانه ی بعدی صرفنظرکرد و به مانورهای ماهرانه روآورد.
در غرب دیپلماسی روم به تقلیل فشار قبائل اروپای مرکزی و شرقی که رومیان به آنها"بربر" نام نهاده بودند، اهتمام ورزید واز ایشان به صورت نیروی جنگی و کارگری استفاده کرد.
درباره ی قدیم ترین واعجاب انگیزترین سوابق سیاسی خارجی در جهان باید از ایران سخن گفت. قدمت تاریخ دیپلماسی کشور ما فزونتر از ۲هزار سال است به گونه ای که صاحبنظران معتقدند اصول دیپلماسی روم از دستورالعملهای سفیران ایرانی اخذ و اقتباس شده است.
ایرانیان در کاربرد دیپلماسی شیوه های خاص وابتکاری خود را داشته اند. در روزگاران کهن، چون فرمانروایان ایرانی به دیپلماتهای خود زیاد اعتماد نمی کردند، برای حل یک مسئله، سفیران متعدد از طرق گوناگون مامور می کردند تاآنان امکان سازش نیابند. حکمرانان ایران فقط آنگاه تصمیمی را اتخاذ می کردند که دو سفیر گزارش یکسان می دادند.نامزدهای چنین ماموریتهایی در نعرض آزمایش طولانی قرار می گرفتند و فقط پس از آنکه جاسوسان به گونه ای محرمانه، شرافت و کفّ نفس آنان را گواهی وتایید میکردند، ماموریتهای مهم به ایشان تفویض می شد.
به گواهی خواجه نظام الملک، رجل دولتی سده ی پنجم هجری، سده ی یازدهم میلادی ، سفیران هنگام انجام وظایف دیپلماتیک، مسئولیت تحصیل و گردآوری اطلاعاتی را درباره ی راهها، منابع آب، مراتع، وضع نیروهای مسلح، روحیات مردم و روابط شاه با خویشاوندانش نیز بر عهده داشتند.
برگرفته از کتاب" پژوهشی در تاریخ دیپلماسی ایران" نوشته ی محمدعلی مهمید-
سوال: با این وصف، چه عاملی سبب شده که یکی از دلایل انعقاد قراردادهای ننگین از قبیل گلستان و ترکمانچای، ناشی بودن دیپلماسی و سیاست خارجی ایران دانسته شود؟ مگر نه این که ایران تاریخ غنی از دیپلماسی داشته؟